X
تبلیغات
رایتل
صخــره
دوشنبه 28 خرداد 1386 ساعت 09:04

به نام حق

 

من قبل از اینکه شیعه باشم، مسلمان باشم، ایرانی باشم و ... انسانی هستم که بنده خداست مثل تو مثل او مثل یک آخوند مثل یک کاسب مشل یک مامور مثل یک دزد مثل یک گدا مثل یک راهزن مثل یک گل مثل یک خوک مثل یک سگ مثل کبوتر .... ولی چیزی که باعث می شه من هویت داشته باشم خداست و همین است که فاطمه (س) را باعث می شود.

۱۸ سال تنها... خدا کمتر از این مدت هم می تواند می تواند و کربلا و کربلا و کربلا و امروز ...

تساوی
معلم پای تخته داد می زد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زیر پوششی از گردپنهان بود
ولی ‌آخر کلاسی ها
لواشک بین خود تقسیم می کردند
و آن یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد
برای آنکه بی خود های و هو می کرد و با آن شور بی پایان
تساوی های جبری رانشان می داد
خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک
غمگین بود
تساوی را چنین بنوشت
   یک با یک برابر هست
از میان جمع شاگردان یکی برخاست
همیشه یک نفر باید به پا خیزد
به آرامی سخن سر داد
تساوی اشتباهی فاحش و محض است
معلم
مات بر جا ماند
و او پرسید
گر یک فرد انسان واحد یک بود آیا باز
    یک با یک برابر بود
سکوت مدهوشی بود و سئوالی سخت
معلم خشمگین فریاد زد
آری برابر بود
و او با پوزخندی گفت
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که زور و زر به دامن داشت بالا بود
وانکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت
پایین بود
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که صورت نقره گون
چون قرص مه می داشت
بالا بود
وان سیه چرده که می نالید
پایین بود
اگریک فرد انسان واحد یک بود
این تساوی زیر و رو می شد
حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود
نان و مال مفت خواران
از کجا آماده می گردید
یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد ؟
یک اگر با یک برابر بود
پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد ؟
 یا که زیر صربت شلاق له می گشت ؟
یک اگر با یک برابر بود
پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد ؟
معلم ناله آسا گفت
بچه ها در جزوه های خویش بنویسید
        یک با یک برابر نیست

دعام کنید.

del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnaloAdd to Google