بسم العشق
سلام عزیزکم
**********************
ما همونیم
که می تونیم
پشت بوم آفتابو با شبنم آبپاشی کنیم
ما رو دست کم نگیر
ما همونیم
که می تونیم
کف اقیانوسو با رنگین کمون کاشی کنیم
ما رو دست کم نگیر
خواب گل سرشار عطر سرخ قصه های ماست
رو تن ستاره مهر آبی رویای ماست
سر وعده گاه ریتم و رقص و روشنی
جای ترسی ، نه
جای شکی ، نه
جای تو ، نه
جای ماست
ما همونیم
که می تونیم
پشت بوم آفتابو با شبنم آبپاشی کنیم
ما رو دست کم نگیر
ما همونیم
که می تونیم
کف اقیانوسو با رنگین کمون کاشی کنیم
ما رو دست کم نگیر
ما رو دست کم نگیر که کار گل کردن ما
توی فصل پنجم کویر تو به یک شماره س
ما رو دست کم نگیرکه واپسین قصه ی شب
قصه ی تکرار رویاهای یک جنگل ستاره س
ما رو دست کم نگیر
ما رو دست کم نگیر ...
*****************************

همه بهار رو تقدیمت می کنم
چون از پاییزی شدن نجاتم دادی
با من خسته بمون.
دعام کنید.
بسم التواب
سلام 
دل گلی رو شکستم
این هم از نتایج وراجی منه
| من منفعل که پیشت دو جهان گناه دارم | بچه روی عذر گویم که رخ سیاه دارم | |
| من اگر گناهکارم تو به عفو کار خود کن | که زبان توبه گوی و لب عذر خواه دارم | |
| منم آن که یک جهان را ز غمت به باد دادم | تو قبول اگر نداری دو جهان گواه دارم | |
| نه چنان برخش آهم زده تازه حسنت | که عنان آن توانم نفسی نگاه دارم دارم |
مونا جان معذرت.
دعام کنید.
بسم الخالق الریح
سلام
بهاری باشید در این روزگار سخت!!!
پرنده گفت:((چه بویی, چه آفتابی, آه
بهار آمده است
و من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت.))
پرنده از لب ایوان پرید, مثل پیامی پرید و رفت
پرنده کوچک بود
پرنده فکر نمی کرد
پرنده روزنامه نمی خواند
پرنده قرض نداشت
پرنده آدمها را نمی شناخت
پرنده روی هوا
و بر فراز چراغ های خطر
در ارتفاع بی خبری می پرید
و لحظه های آبی را
دیوانه وار تجربه می کرد
پرنده, آه, فقط یک پرنده بود
(فروغ فرخزاد)
دعام کنید.